تنهایی
به کلبه تلخ نویس های پری شب های تنهایی خوش آمدید!
شنبه ۱۳٩۱/۸/٢٠ :: ۳:٥٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : پری شب      

رو در و دیوار این شهر ،همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک منو تنها نمیذاره
یاد حرفای قشنگت ،که تو قلبم لونه میکرد
یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه میکرد
میزنه آتیش به جونم... پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم
دل من هواتو کرده...
آه کجایی نازنینم...
کاشکی بودی و میدیدی بی تو من تنهاترینم
.
.
.رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک منو تنها نمیذاره
یاد حرفای قشنگت که تو قلبم لونه میکرد
یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه میکرد
یزنه آتیش به جونم... پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم
دل من هواتو کرده...
آه کجایی نازنینم...
کاشکی بودی و میدیدی بی تو من تنهاترینم
.
.
.توی این بازی که ساختی من همه هستیمو باختم
زیر پات گذاشتی آخرعشقی که من از تو ساختم
اگه تو دوسم نداشتی از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی
میزنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم
دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و میدیدی بی نو من تنهاترینم
میشینم منتظر اینجا ...تا تو برگردی دوباره
تا بشینی پای حرفام بریم تا ماه و ستاره
میدونم میای یه روزی
یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دل شکستم سر این کوچه میمیره
میزنه آتیش به جونم ...پس کجایی مهربونم....

درباره وبلاگ
پری شب