تنهایی
به کلبه تلخ نویس های پری شب های تنهایی خوش آمدید!
شنبه ۱۳٩۳/۳/۳ :: ٦:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : پری شب      

در این دل پر درد و در این صدای پر از غم

نهفته مهر غریبی ز یار دور و قریبم

در این کشاکش ساعت که عمر می برد از کف

نشسته جسم من اینجا و روح پرکشد هر طرف

در این زمان که دل من پر از هراس و تلاطم

چو قلب کوچک گنجشک می تپد چه تند و چه محکم

در این فضای دل آشوبه ای که قرار می بردم سخت

به فکر اویم و دور , زین مسائل و زین فرصت

در این شقاوت آبی که رفته و گذشته ازین سر

شدم چو مجرم و اجبار سر کشیدن این زهر

دراین دمی که اسیرم میان ظلمت شبها

پری شب شده ام من , اسیر و خسته و تنهاخیال باطل

 

پری شب های تنهایی

m.m

درباره وبلاگ
پری شب