تنهایی
به کلبه تلخ نویس های پری شب های تنهایی خوش آمدید!
پنجشنبه ۱۳٩۳/۳/٢٩ :: ٧:٠٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : پری شب      

نشسته ام به شمارش

شمارش لحظه های باقی مانده تا مرگ

دل دیوانه ام به کوچه ی هرخیال سر میزند

شاید آوازی را زمزمه میکند

"هرچه باداباد..."


شاید هم به دنبالش میگردد

مرگ را میگویم

من هم اینجا منتظرم

منتظر فرجام

شاید هم مرگ...

و شاید زندگی!

بوی دلمردگی می آید

شاید در همان کوچه ها

دارند آرزوهایم را می سوزانند

مهم نیست

من هنوز اینجا نشسته ام

رویا می بافم و چندی بعد

به باد فنا می دهم

من هنوز نشسته ام

خیره به سکوت روبرویم

گاهی کسی

سرکی میکشد در افکارم

گاهی هم

در خیالم قدم می گذارد

رد می شود

له می کند

هرچه را زیر پایش آمد

من همچنان نشسته ام

در آیینه ی اشکم

پری تنهایی نشسته

خسته

و زانو در آغوش گرفته

ستاره های شب را میشمارد

انگار منتظر است

انتظار مرگ را می کشد...

 

پری شب های تنهایی

m.m

درباره وبلاگ
پری شب