دنگ...دنگ...

سهراب , همچنان

ساعت گیج زمان در شب عمر

می زند پی در پی

زنگ های بی درنگ

 

 

سهراب

آن دم معروفت

عاقبت زود گذشت

خنده و گریه لب و چشم مرا پاشید رنگ

 

 

سهراب

اثر انگشتی

از تن رنجورم

نیست بر پیکر چنگ

 

 

دنگ...دنگ...

قصه ام نا فرجام

مانده بر صفحه ی بخت

 

 

سهراب

چه دوامی و چه سودی زِ گذر کردن عمر

این هنرمندانی

که دمی نقش نشانند بر پرده ی ذهن

نگذارند تفاوت بکند

فکر و اندیشه ی من حال بماند یا خیر

گرچه آن رو به سیاهی

زوال است ولی!

 

 

سهراب

دیوار لحظه ای که از آن آویختی

پایه اش از بر ویران بود

لذت رنگ کجاست

من بر این صفحه ی دل

رنگ مرگی دیدم

مرگ رنگ در پی داشت

 

 

دنگ...دنگ...

فرصتم پایان یافت

من همان غمگینم

که پری شب تنهایی بود

 

پری شبهای تنهایی

m.m

/ 23 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیما310

تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می روی برگ درختان انتظارمی کشند زود تر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند!!!

نیما310

گاهی خود خدا هم میخواهد پادر میانی کند اما از دست او هم کاری بر نمی آید...!

نیما310

چگونه استـــ حال من… با غمـــ ها می سازمــــ… با کنایه ها می سوزمــــــــــ… به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ… لبخندی تـــلخـــــــ…. خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا… می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ… از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی فقط در اعماق زمینـــــ اندازه یه قـــــــبر فقط یک قبـــــــــــــــر… در دور تـــــــــــرین نقطه جــــــهانــــ می خــــــــــــواهمـــــــــ... خــــــــدایـــــا خــــــسته ام خــــــستهـــــــ…

نیما310

بی پناهی یعنی زیر آوار کسی بمانی ، که قرار بود تکیه گاهت باشد!!!

نیما310

رفت! بسلامت من خدا نیستم که بگویم صدبار اگر توبه شکستی باز ای... آانکه رفت به حرمت انچه که با خود برده دیگر حق بازگشت ندارد ، رفتنش مردانه نبود لااقل مرد باشد و دیگر برنگردد.

نیما310

کاش همیشه ماه پشت ابر بماند... نمی خواهم بدانم ، شب مهتاب ، بی من چه می کنی!

نیما310

این آرامش ظاهرم گمراهت نکند ... در درون ؛ خانه بر دوشم!!!

نیما310

جغرافیای کوچک من بازوان توست … ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من!!!

ویولون

ی ماه سر به مُهر، سَر از سجده برمدار ، پشت سرت کسیست که شق-القمر کند مَن از عمق وجود خودم ، خدایم را صدا کردم ..... نمیدانم چه میخواهی ..... ولی امروز برای تو ..... برای رفع-غم هایت ..... برای قلب-زیبایت ..... برای آرزوهایت ..... به درگاهش دعا کردم و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ، یقین دارم دعاهایم اثر دارد . . . الهی انچه تو این شبا به “خوبانت” عطا می کنی به ما هم عطا کن…. التماس-دعا-خوبان [رویا][گل]

محراب عشق

ﻭﻗـــﺘﯽ ﺩﻧـــﯿــﺎﯾــﺖ ﺑــﻪ ﺍﻧــــﺪﺍﺯﻩ ﯾـــــﮏ ﻧﻔـــــﺮ ﮐــــﻮﭼـــﮏ ﻣﯽ ﺷــﻮﺩ ,,, ﻭ ﯾـــــﮏ ﻧﻔــــــﺮ ﺑـــﻪ ﺍﻧـــــﺪﺍﺯﻩ ﺧــــــﺪﺍ ﺑـــــﺮﺍﯾﺖ ﺑـــــﺰﺭﮒ .... ﻗــــﻤﺎﺭ ﺑــــﺰﺭﮔﯽ ﮐــــﺮﺩﻩ ﺍﯼ ! ﺍﮔــــــﺮ ﺑـــــﺮﻭﺩ .... ﺩﯾــــــﻦ ﻭ ﺩﻧـﯿــــﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﯾـــﮏ ﺟــــاباخته ای! امیدوارم هیچگاه دین ودنیایت رانبازی[قلب][ماچ]